تبليغاتX
جامع ترین وب سایت تفریحی گردشی رشت - جلال مقامي : وقتي دخترم MS گرفت

جامع ترین وب سایت تفریحی گردشی رشت
WwW.RashtGasht.CoM | WwW.RashtGasht.iR
درباره وبلاگ

وب سایت تفریحی گردشی رشت گشت دارای 3 سال سابقه با هدف فراهم آوردن ساعاتی خوش و سرگرم کننده برای شما ایرانیان عزیز راه اندازی شده است. لطفا ما را برای بهبود فعالیت ها راهنمایی فرمایید .
 

جلال مقامي : وقتي دخترم MS گرفت

جلال مقامي از دوبلورهاي پيشكسوتي است كه خيلي از صدا پيشه‌هاي امروزي، هنر گويندگي از او ياد گرفته‌اند. اي كاش مي‌شد صداي او را هم ضميمه اين گفت‌وگو مي‌كرديم، صدايي ماندگار كه بارها و بارها شنيده‌ايد. جلال مقامي تلخ‌ترين و شيرين‌ترين حادثه زندگي‌اش را اين‌گونه مرور مي‌كند: «اميدوارم هيچ پدر و مادري بيماري فرزندشان را نبينند، آن هم بيماري كه هيچ اميدي به بهبودش نيست. شايد در كلام حرف زدن درباره آن راحت باشد، اما تحملش خيلي سخت است.»

اين پيشكسوت هنر دوبله ايران برمي گردد به سال‌هاي دهه 60 و مي‌گويد: «دخترم براي ادامه تحصيل همراه خاله‌اش در انگلستان زندگي مي‌كرد كه روزي خاله‌اش تماس گرفت و به من گفت حال تنها فرزندم؛ مرجان خوب نيست. هرچه از او پرسيدم كه بيماري‌اش چيست حرفي نزد، اما نگراني در صدايش موج مي‌زد، براي همين كار و زندگي‌ام را رها كردم و به انگلستان رفتم تا دخترم را از نزديك ببينم. باورم نمي‌شد دخترم MS گرفته بود. چند روزي اصلا به حال خودم نبودم، كم كم خودم را جمع و جور كردم تا براي تنها دخترم راه چاره‌اي پيدا كنم. دخترم را به هر بيمارستان مجهزي كه در انگلستان بود، بردم تا شايد درباره بيماري او نظر ديگري بدهند، اما همه آنها تاكيد داشتند كه مرجان به بيماري MS مبتلا شده است. شوك خيلي بدي بود، ولي باز هم اميدوار بودم، براي همين دخترم را براي درمان به اتريش و سپس فرانسه بردم و در بيمارستان‌هاي معروف آنجا بستري كردم، اما فايده‌اي نداشت و حتي در يكي از كلينيك‌ها به من گفتند تا چند ماه ديگر بايد برايش ويلچر بگيرم.» مقامي وقتي خاطرات بيماري دخترش را تعريف مي‌كند، صدايش مي‌لرزد و هر چند وقت يك‌بار مي‌گويد خدا براي هيچ پدر و مادري چنين روزي را نياورد. «دو سه سال زندگي‌ام مختل شده بود. اصلا فراموشي گرفته بودم و هيچ چيز در حافظه‌ام نبود، مدام به بهشت زهرا(س) مي‌رفتم و فقط به مرگ فكر مي‌كردم، اما اين‌كه بعد از مرگم چه كسي از دخترم مراقبت كند به من انگيزه مي‌داد كه با مشكلات بجنگم. امتحان خيلي سختي بود. ما آدم‌ها هميشه همين‌طور هستيم وقتي همه درها به‌رويمان بسته مي‌شود سراغ آن كسي مي‌رويم كه از اول بايد مي‌رفتيم. خدا حرف‌هايم را خيلي خوب شنيد و دخترم با توجه به پيش‌بيني پزشكان به جاي اين‌كه خداي ناكرده حالش بدتر شود، روز به روز بهتر شد. اكنون هم صاحب 2 فرزند است و در كمال صحت زندگي مي‌كند.»
استفاده از اين خبر فقط با ذكر نام رشت گشت مجاز مي باشد .



[ 90/05/29 ] [ ] [ نینا ]
 
برچسب‌ها وب
امکانات وب

با 1+ رشت گشت را محبوب کنید



Display Pagerank